حوزه هنری | روایت یک شاعر اهوازی از «آخرین دیدار»؛

کم گذاشتیم؛ او همه‌چیزش را برای ما گذاشت

حوزه هنری | روایت یک شاعر اهوازی از «آخرین دیدار»؛

کم گذاشتیم؛ او همه‌چیزش را برای ما گذاشت

سهراب کاکاوند از آخرین دیدارش با رهبر گفت، لحظه ورود به حسینیه، لحظه‌ای بود که هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد؛ فضایی آکنده از سکوت و انتظار، جایی که همه در بهت و چشم‌انتظاریحضور داشتند و منتظر بودند تا رهبر وارد شوند.

کم گذاشتیم؛ او همه‌چیزش را برای ما گذاشت

به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، در «آخرین دیدار»، کلمات دیگر فقط شعر نیستند؛ هر بیت، روایتی است از دلتنگی، هر صدا، تلاشی برای به تأخیر انداختن وداع. در شب‌هایی که مصلی تهران میزبان بیش از ۲۵۰ شاعر از سراسر کشور است، برخی از شاعران نه فقط شعر، که بخشی از عمیق‌ترین خاطرات و احساسات خود را با خود به این مراسم آورده‌اند؛ خاطراتی از دیدار، از شیفتگی، از دلتنگی و از حسرتی که اکنون در غیاب «رهبر شهید» معنایی دیگر یافته است.

سهراب کاکاوند، شاعر اهل اهواز، از جمله شاعرانی است که تجربه حضور در دیدار با رهبر را در حافظه خود حفظ کرده و اکنون، در آیین «آخرین دیدار»، از آن خاطره با زبانی آمیخته به احساس و اندوه سخن می‌گوید.

او از آخرین دیدارش با رهبر می‌گوید لحظه ورود به حسینیه، لحظه‌ای بود که هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد؛ فضایی آکنده از سکوت و انتظار، جایی که همه در بهت و چشم‌انتظاریحضور داشتند و منتظر بودند تا رهبر وارد شوند. به گفته او، «وقتی پرده کنار رفت، انگار خورشید طلوع کرد»؛ لحظه‌ای که اشک بی‌اختیار از چشمانش جاری شد و احساس کرد بار دیگر متولد شده است.

کاکاوند تأکید می‌کند که آن دیدار، دریچه‌ای تازه به روی زندگی او گشود و افقی جدید را پیش چشمش قرار داد. او می‌گویداگرچه سال‌ها بود که رهبر را از دور می‌شناخت، اما حضور در کنار ایشان و تجربه آن صمیمیت، خاطره‌ای ماندگار و متفاوت را برایش رقم زد.

این شاعر اهوازی در ادامه، با اشاره به حضورش در مراسم وداع، از تصویری سخن می‌گوید که صبح ورود به مصلی در ذهنش نقش بسته است؛ تصویری که به گفته او تنها با یک جمله قابل توصیف است: «آقا تنها بود؛ خیلی تنها بود.»

او معتقد است که رهبر، تنهایی خود را با خون خویش به همه نشان داد و همین حقیقت، بسیاری را به تأمل واداشت. کاکاوندبا اشاره به تغییر نگاه برخی از افرادی که پیش‌تر از زاویه‌ایدیگر به رهبر می‌نگریستند، می‌گوید امروز حتی کسانی که او را از منظر خود نپذیرفته بودند، شب‌ها با پرچم و بیرق به خیابان‌هامی‌آیند، از اشتباه خود سخن می‌گویند و طلب حلالیت می‌کنند.

او در پایان، با حسرتی آشکار، از سهم اندک مردم در برابر آنچه رهبر برای آنان انجام داد سخن می‌گوید و ابراز امیدواری می‌کند که «ما را ببخشد و حلال کند»؛ جمله‌ای که شاید بیش از هر چیز، حال و هوای این روزهای «آخرین دیدار» را روایت می‌کند؛ روزهایی که شعر، به زبان وداع تبدیل شده است.

منبع : آنا

2026-07-05

تعداد بازدید: 53

پربازدیدترین‌ها

جدیدترین‌ها

برگزیده‌ها

ایران
آیکون توانخواهان

T

T